بیا که تقویم ها منتظرند تا ظهور تو را مبدا تاریخ خود کنند!
اکنون گاه یاری اوست!
و جدش علی (ع) فرمود : اما م را با پرهیزگاری و تلاش و عفت و پیمودن راه درست یاری کنید.
سهم شما ترک یک عادت ناپسند، برای یاری او باشد....

وعده پيامبر در گوشها بود كه:
هـان...! فرزندم مهدي خواهدآمد!
نويد علي در فضا طنين‌انداز بود كه:
باري...!فرزندم مهدي خواهد آمد!
نواي فاطمه، گوش جان را مي‌نواخت كه:
آري...! فرزندم مهدي خواهد آمد!
فروغ امامانمان در نهايت استواري و متانت بر اوراق دل‌ها مي‌درخشيد كه:
خدا را، فرزندمان‌ مهدي خواهدآمد!
اين وعده و نويد و نوا و كلام در گوش‌ها بود و بود تا...
در شب جمعه‌ نيمه شعبان سال 255 هجري، با ميلاد حضرت مهدي«امام حجةبن‌الحسن‌العسكري عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف» به تحقق پيوست. و بدين‌سان آفتاب از افق شرق سرزد و صبحگاهان فرزندي پاك از تبار والا پاي به عرصه گيتي نهاد.
آمد تا جهان تاريك را نورباران كند!
آمد تا پهنه زمين را صحنه داد و دادگري نمايد!
آمد تا چونان ستاره‌اي درخشان، در آسمان هستي بدرخشد!
...وآمد تا با آمدنش، دگر بار ياد يادآوران بزرگ تاريخ را در يادها زنده كند!
و ما اينك، شادمان از ميلادش و نگران در انتظار قدومش دير زماني است كه دل در گرو مهرش بسته‌ايم و بر آستانش زانو زده‌ايم. سر و روي بر اين بارگاه جلال مي‌ساييم و مُهر مِهرش را بر جبين مي نهيم.
و ما اينك:
ملتهب و چشم‌ به ‌راه، بر افق، چشم دوخته‌ايم تا از آن دوردست‌ها، تك‌سواري پديدارشود و...گرد پاي مركبش بر سرهايمان نشيند و خاك قدومش توتياي چشمانمان باشد.
آري، گوش فراداده‌ايم تا از وراي دشت‌ها و صحراها، كوه‌ها، فرازها و فرودها، آن آواي ملكوتي گوش جانمان را نوازش دهد،كه:

اي جهانيان!... اَنا بقيةُالله المُنْتَظَر
اي عالميان!... اَنا بقيةُالله المُنْتَقِم
وه كه چه شنيدني است آن صداي آسماني سروش، و چه ديدني است آن صحنةپرجوش و خروش كه اماممان،تكيه بر خانةكعبه، دست بر دعا برمي‌دارد. و ظهورش را طلب مي‌كند! و شنيدني‌تر، آن‌گاه كه خداي بزرگ با فرمان :
قُم... يامــهـــــدي
قُم... يابقيةالله
دوران هجرانش را به پايان رساند!
راستي! آيا من و تو و ما وشما و همه آنها كه از او بسيار سخن مي‌رانند، خويش را آماده‌‌ آن لحظه‌هاي حساس كرده‌ايم؟
آيا بر نهاد خويش آن چنان امن و استواريم كه اگر روي به سوي او كنيم، سر راه بر ما گرفته نخواهد شد؟
آيا با خود كارنامه‌اي درخشان به همراه داريم تا گذر ازاين معبر را برايمان امكان‌پذير سازد؟
آيا كارنامه تقوي و تلاش برگرفته‌ايم تا گام‌گذار اين راه باشيم؟
آيا ايماني پاي برجا و عزمي راسخ در خود سراغ گرفته‌ايم تا در راهش از همه چيز خود درگذريم؟
اگر چنين است، خوشا بر احوالمان، و اگر نه چنين است...
كه واي بر ما!


به اميد روزي كه خورشيد فروزان جهان هستي از پشت ابرهاي غيبت، طالع گشته، جهان هستي را با فروغ رويش منور ساخته، كاخ ستمگران را بر سرشان فرو ريخته، شالوده حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت و آزادي بنياد نهد